لغت نامه دهخدا
حرام و حرس. [ ح َ م ُح َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) رجوع به حرام و هرس شود.
حرام و حرس. [ ح َ م ُح َ ] ( ص مرکب، از اتباع ) رجوع به حرام و هرس شود.
💡 1- دفاع از خائن، حرام و رضايت به خيانت، به معناى شركت در جرم است. (لاتجادل...)
💡 کباب است و شراب امشب حرام و کفر خواب امشب که امشب همچو چتر آمد نهان در چتر شب سلطان
💡 عیال و مال و کسان شد حرام و باده حلال گر، از حلال بپرسید یا حرام از من
💡 3- تضعيف روحيّه ى كمك كنندگان به جبهه، حرام و كارى منافقانه است. (يلمزونالمطوعين... لهم عذاب اليم )
💡 امام فرمود: خداوند ماهيانى كه حلال هستند به نطق در آورد ولى مهر سكوت بر ماهيانىكه حرام و ناپاكند گذاشت. (41)
💡 بس ای ملک که ملوک از گزافه گرد کنند بهر زمین و نترسد کس از حرام و حلال