جادو نگاه

لغت نامه دهخدا

جادونگاه. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از معشوق. صاحب آنندراج آرد: جادونگاه و جادونفس وجادونظر و جادوصنم و جادوسخن از اسماء معشوق است.

فرهنگ فارسی

( صفت ) معشوق.

جمله سازی با جادو نگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برد از افسون نگاهی چشمت از ما عقل و هوش نیست کم ز اعجاز سحر نرگس جادوی تو

💡 و درود خدا بر او، فرمود: چشم‌زخم حقیقت دارد استفاده از نیروهای مرموز طبیعت حقیقت دارد سحر و جادو وجود دارد و فال نیک راست است و رویداد بد را بد شگون دانستن، درست نیست بوی خوش درمان و نشاط آور، عسل درمان کننده و نشاط آور، سواری بهبودی آور و نگاه به سبزه زار درمان کننده و نشاط آور است.

💡 چو خُمِّ باده می‌جوشید مغزم دوش از مستی به یاد من نگاه چشم جادوی تو می‌آمد

💡 با نگاهی خانه دل را منور می‌کنی وه که کحل دوستی در چشم جادوی تو نیست!

💡 چشمی که رباید دل خلقی به نگاهی آن دلبری از نرگس جادوی تو دارد

💡 همچو دزدان با نگاه خود ندارد دوستی آشنایی سرمه را در نرگس جادو زند!

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز