تکان تپه
لغت نامه دهخدا
تکان تپه. [ ت ِ ت َ پ ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بهی است که در بخش بوکان شهرستان مهاباد واقع است و 570 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
تکان تپه. [ ] ( اِخ ) یکی از 3 بلوک صاین قلعه ( شاهین دژ کنونی ) است. و رجوع به جغرافیای غرب ایران ص 70 شود.
دانشنامه عمومی
تکان تپه، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان بوکان استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان بهی فیض الله بیگی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت آن ۴۸۹ نفر ( ۱۱۶ خانوار ) بوده است.
جمله سازی با تکان تپه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روی واگن قرمزی ایستادهام که کنار انباری قرار دارد. باد شدّت میگیرد، موهایم بر سر و صورتم تازیانه میزند و سوز و سرما از یقهٔ باز پیرهنم به پایین میخزد. در این نزدیکیهای کوهستان، تندباد چنان میوزد که گویی خود قلّه دارد نفس میکشد. ولی آن پایینها، درّه آرام و ساکن است. در میان کوه و درّه، مزرعهٔ ما به رقص و طرب مشغول است: درختان تنومند کاج به آرامی به اهتزاز در میآیند، حال آنکه بوتههای بِرنجاسف و کنگرهای وحشی با هر بادی تکان میخورند و سر تعظیم فرود میآورند. پشت سر من تپهای با شیبی ملایم رو به بالا میرود و خودش را به کوهپایه کوک میزند، طوری که اگر به بالا نگاه کنم میتوانم هیبت سیهفام شاهدخت سرخپوست را ببینم.