لغت نامه دهخدا
توپ و توپ بندی. [ پ ُ ب َ ]( حامص مرکب ) بمباران. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
توپ و توپ بندی. [ پ ُ ب َ ]( حامص مرکب ) بمباران. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
بمباران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر زمان در گوشم آید نعره توپ و تفنگ کشور ایران بعینه گشت خواهد چون فرنگ
💡 در زمان آغاز جنگ امپراتوری عثمانی در منطقه ۱۲ هزار افسر، ۳۲۵ هزار سرباز، ۴۸ هزار اسب، ۲۳۰۰ قبضه توپ و ۳۸۸ مسلسل در اختیار داشت. از این تعداد ۹۲۰ افسر و ۴۲۶۰۰ سرباز به بخشهای غیر متمرکز و مابقی به چهار لشکر تخصیص داده شدند. در طرف دیگر سه متحد اسلاو (صربستان، بلغارستان و مونتنگرو) پیش از آغاز جنگ طرحهای مخفیانهای برای چگونگی پیش برد جنگ در منطقه آماده کرده بودند.
💡 روبن آموریم از سیستم ثابت ۳_۴_۳ مبتنی بر مالکیت توپ و چرخش آن بهصورت محتاطانه و حسابشده در یکسومهای مختلف زمین استفاده میکند.
💡 دریبل: به زدن توپ به زمین بهطور ممتد و حفظ مالکیت توپ و همچنین عبور از بازیکن تیم حریف میگویند. در هنگام دریبل نمیتوان توپ را بیشتر از زمان مشخص در دستان خود نگه داشت (تخلف حمل) و نمیتوان آن را دوباره به زمین زد (تخلف دَبِل) و نمیتوان بدون دریبل کردنِ بازیکنِ تیم حریف، بیش از یک گام برداشت (تخلف تراولینگ یا رانینگ).
💡 زان سبب کرد از اجانب قرضهایی بیدرنگ شد خریداری از آن زر اندکی توپ و تفنگ
💡 ز بانگ توپ و تفنگم گرفت دل «حاجب » بیا که غیر تو کس صلح را مصمم نیست