تهمت الود

لغت نامه دهخدا

( تهمت آلود ) تهمت آلود. [ ت ُ م َ ] ( ن مف مرکب ) تهمت زده. تهمت کش.تهمتی، قریب به معنی هم. ( آنندراج ). بدنام و منسوب به گناه و عیب و بدگمان. ( ناظم الاطباء ):
نیستم یکدم جدا از تو عبث
تهمت آلود جدائی گشته ام.منیر ( از آنندراج ).رجوع به تهمت آلوده شود.

فرهنگ فارسی

( تهمت آلود ) تهمت زده تهمت کش تهمتی قریب بمعنی هم

جمله سازی با تهمت الود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه لازم تهمت آلود حنای بیغمی بودن اگر مطلوب آرام است دارد پای درگل هم

💡 تهمت آلود علایق چون شود عزلت گزین؟ گرد ره کی می نشیند دامن برچیده را؟

💡 مرا رشک رقیبان می کشد امشب نمی دانم که فردا تهمت آلود کسان من که خواهد شد

💡 ای جهانی کشته، جان چند کس خواهی شدن؟ تهمت آلود زبان چند کس خواهی شدن؟

💡 بس که بی‌تابی‌ام از عشق خود افزون بیند تهمت آلود به عشق دگرانم دارد

💡 گر کنی پرسش و بی جرم بود چون باشد تهمت آلود گنه کاین همه شرمندهٔ توست

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز