تصحیح دادن
مترادفها
اصلاح کردن، درست کردن، ویراستاری کردن، بازبینی کردن
متضادها
اشتباه کردن، غلط نوشتن
لغت نامه دهخدا
تصحیح دادن. [ ت َدَ ] ( مص مرکب ) درست کردن. تصحیح کردن:
نهاده بر رخ گل نقطه های شک شبنم
بباغ رو کن و تصحیح این رساله بده.صائب ( از آنندراج ).بس که دارد خط تو اصلاح او را در نظر
در میان خواب هم تصحیح قرآن میدهم.صائب ( از آنندراج ).و رجوع به تصحیح کردن شود.
فرهنگ فارسی
درست کردن تصحیح کردن
جمله سازی با تصحیح دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در صفحه ی یازده کتاب نزهةالاخبار محمد جعفر خورموجی ۱۲۳۵-۱۳۰۱ه.ق ملقب به حقایق نگار که کتابی ارزشمند در تاریخ مربوط به قرن سیزدهم می باشد از کلمه ی دادالمیزان استفاده کرده است.اما بعدا که اقای سید علی آل داود ان را تصحیح کرده در پانوشت این واژه توضیح داده که« در اصل وادل با دادن میزان »دانسته،وادی در لغت به معنی:سرزمین، جایگاه،مسیل،گشادی میان کوهها و رودخانه می باشد .
💡 در ۲۶ آوریل ۱۹۸۱، نخستین جراحی موفقیتآمیز جنین باز انسان در جهان در دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو به سرپرستی دکتر مایکل هریسون انجام شد. جنین مورد نظر دارای هیدرونفروز مادرزادی بود، انسدادی در دستگاه ادراری که باعث گستردگی خطرناک کلیه میشد. برای تصحیح این مشکل، وزیکوستومی با قرار دادن کاتتر در جنین انجام شد تا ادرار بهطور طبیعی آزاد شود. خود انسداد نیز پس از تولد با جراحی برداشته شد.
💡 استاد دانشگاه پس از مطالعه دقیق مقاله علمی دانشجوی خود، شروع به تصحیح دادن نکات نگارشی و علمی کرد تا متن نهایی کیفیت لازم را پیدا کند.
💡 برای جلوگیری از انتشار اطلاعات غلط در شبکههای اجتماعی، بسیار مهم است که کاربران همیشه با بررسی منابع، اقدام به تصحیح دادن اشتباهات موجود و اصلاح آنها نمایند.
💡 مدیر پروژه از کارمند خود خواست که تمام گزارشهای مالی سال گذشته را بازبینی کند و در صورت مشاهده هرگونه خطا، اقدام به تصحیح دادن آنها نماید.