تذکره همایون و اکبر

کتاب تذکره همایون و اکبر که توسط بایزید بیات نوشته و توسط محمد هدایت حسین تصحیح شده است، اثری برجسته در ادبیات تاریخی فارسی به شمار می‌رود. این کتاب در سده دهم هجری (معادل قرن شانزدهم میلادی) نگارش یافته و به شرح رویدادهای مربوط به دو پادشاه سلسله گورکانی هند، یعنی همایون و فرزندش اکبر، می‌پردازد. رویدادهای دوران همایون از سال ۹۴۹ هجری (۱۵۴۲ میلادی)، هم‌زمان با ورود او به ایران، آغاز و تا سال ۹۹۹ هجری (۱۵۹۰ میلادی)، یعنی پس از سی و پنج سال پادشاهی اکبر، دنبال می‌شوند. اهمیت این اثر در آن است که یکی از منابع معتبر و ارزشمند در شناخت تاریخ گورکانیان هند و روابط آنان با ایران در دوره صفوی به شمار می‌رود و اطلاعاتی ناب و کم‌نظیر در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد.

به گفته خانم بوریج در مقاله‌ای که درباره این اثر منتشر کرده است، بایزید در هنگام نگارش تذکره، فردی سالخورده و پیر بود و ناگزیر برای ثبت وقایع، اطلاعات و خاطرات خود از روزگار پریشان و سرگردانی همایون را بازگو می‌کرد. به همین دلیل، متن کتاب از پیوند منطقی و روان میان جملات برخوردار نیست و جملات گاهی به صورت پراکنده و بدون رعایت توالی زمانی و موضوعی ارائه شده‌اند. این ویژگی نشان می‌دهد که نویسنده بیشتر بر یادآوری خاطرات شخصی خود تمرکز داشته و به نگارش نظام‌مند تاریخی چندان توجه نکرده است.

از دیدگاه پرفسور سوکمار نیز تاریخ مختصر بایزید دارای نظم مشخصی نیست و از نظر تاریخ‌نگاری، ناقص به شمار می‌رود؛ زیرا نویسنده بارها به شرح رویدادهایی پرداخته که ارتباط مستقیمی با موضوع اصلی اثر ندارند و در برخی موارد با بازگو کردن تاریخ شخصی و خانوادگی خود، پیوستگی مطالب را دچار اختلال کرده است. با وجود این کاستی‌ها، تذکره همایون و اکبر منبعی ارزشمند برای شناخت شرایط سیاسی، فرهنگی و روابط بین‌المللی هند و ایران در عصر گورکانی و صفوی محسوب می‌شود و مطالعه آن، برای پژوهشگران تاریخ شرق و ایران‌شناسی اهمیت ویژه‌ای دارد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] تذکره همایون و اکبر، نوشته بایزید بیات، تصحیح محمد هدایت حسین این کتاب که در سده دهم هجری (شانزدهم میلادی) به فارسی نوشته شده، رویدادهای میان دو پادشاه سلسله گورکانی، یعنی همایون و فرزندش اکبر را در بر دارد. رویدادهای دوران همایون از 949 هجری (1542م) هم زمان با آمدنش به ایران تا 999 هجری (1590م)؛ یعنی پس از 35 سال پادشاهی اکبر، دنبال می شوند. این کتاب از منابع مهم در باره گورکانیان هند و روابطشان با ایران در روزگار صفویان به شمار می رود.
به گفته خانم بوریج در مقاله ای در باره این اثر، بایزید هنگام نوشتن آن، پیر و سال خورده شده بود و ناگزیر با یاد آوری اطلاعات و خاطراتش در باره روزگار سرگردانی و پریشانی همایون، آنها را برای دیگری باز می گفت (املا می کرد) و از این رو، جملاتش پیوندی منطقی با یک دیگر ندارند. پرفسور سوکمار نیز تاریخ مختصر بایزید را «نامنظم» و از دید تاریخ نگاری ناقص می خواند؛ زیرا نویسنده بارها به شرح رویدادهایی پرداخته است که با موضوع اصلی پیوندی ندارند و گاهی با پرداختن به تاریخ شخصی و خانوادگی اش، پیوستگی مطالب را از میان می برد.
باری، بایزید خواندن و نوشتن نمی دانست و تنها رویدادها را روایت می کرد و به گمان، کسی به نام احمد دهلوی، کاتب منشی شیخ ابوالفضل مبارک آنها را می نوشت. کاتب نیز در بسیاری از جاها، سخنان ساده بایزید را به سبک و سلیقه خود در آورده و آنها را تغییر داده و به عبارت پردازی و مغلق نویسی منشیانه پرداخته است و از همین روی، سبک انشای این اثر یک سان و هم آهنگ نمی نماید. نویسنده، به رغم شیوه چکیده نویسی اش در این اثر، به دلیل پاسداشت شاه صفوی، متن کامل نامه او را به همایون (2500 واژه) آورده است.
پرفسور بانارسی پراساد ساکسنا، در شرحی در باره این کتاب، آن را از دید گستره دارای برتری می شمرد، اما زبان آن را کمابیش سست و عامه پسند و بیشتر جمله هایش را ناقص و نویسنده اش را در به کار گیری سبک ویژه و رایج در آن روزگار ناتوان می خواند.
روایت ها و گزارش های معاصر بسیار کمی در باره پادشاهی همایون در دست است. هم چنین نسخه های خطی این آثار از دید سودمندی و پرباری، بسیار اندکند؛ زیرا جز تذکره الواقعات (995ه / 1587م) جوهر آفتابه چی که شمار اندکی از نسخه های خطی آن در فهرست (کاتالوگ) کتاب خانه های هند شناسانده شده اند، به منبع دیگری برای دریافتن اطلاعات سودمندی در باره این سلسه دست رسی نیست و از این رو، پژوهش در باره تاریخ سده های میانه هند بسیار دشوار می نماید و به گفته پروفسور سوکمار رای، تاریخ همایون، کمتر از دیگر امپراطوران مغول هند به دیده مورخان آمده است.
[ویکی فقه] تذکره همایون و اکبر (کتاب). تذکره همایون و اکبر، نوشته بایزید بیات، تصحیح محمد هدایت حسین این کتاب که در سده دهم هجری (شانزدهم میلادی) به فارسی نوشته شده، رویدادهای میان دو پادشاه سلسله گورکانی، یعنی همایون و فرزندش اکبر را در بر دارد. رویدادهای دوران همایون از ۹۴۹ هجری (۱۵۴۲ م) هم زمان با آمدنش به ایران تا ۹۹۹ هجری (۱۵۹۰ م)؛ یعنی پس از ۳۵ سال پادشاهی اکبر، دنبال می شوند. این کتاب از منابع مهم در باره گورکانیان هند و روابطشان با ایران در روزگار صفویان به شمار می رود.
به گفته خانم بوریج در مقاله ای در باره این اثر، بایزید هنگام نوشتن آن، پیر و سال خورده شده بود و ناگزیر با یاد آوری اطلاعات و خاطراتش در باره روزگار سرگردانی و پریشانی همایون، آنها را برای دیگری باز می گفت (املا می کرد) و از این رو، جملاتش پیوندی منطقی با یک دیگر ندارند. پرفسور سوکمار نیز تاریخ مختصر بایزید را «نامنظم» و از دید تاریخ نگاری ناقص می خواند؛ زیرا نویسنده بارها به شرح رویدادهایی پرداخته است که با موضوع اصلی پیوندی ندارند و گاهی با پرداختن به تاریخ شخصی و خانوادگی اش، پیوستگی مطالب را از میان می برد.باری، بایزید خواندن و نوشتن نمی دانست و تنها رویدادها را روایت می کرد و به گمان، کسی به نام احمد دهلوی، کاتب منشی شیخ ابو الفضل مبارک آنها را می نوشت. کاتب نیز در بسیاری از جاها، سخنان ساده بایزید را به سبک و سلیقه خود در آورده و آنها را تغییر داده و به عبارت پردازی و مغلق نویسی منشیانه پرداخته است و از همین روی، سبک انشای این اثر یک سان و هم آهنگ نمی نماید. نویسنده، به رغم شیوه چکیده نویسی اش در این اثر، به دلیل پاسداشت شاه صفوی، متن کامل نامه او را به همایون (۲۵۰۰ واژه) آورده است.پرفسور بانارسی پراساد ساکسنا، در شرحی در باره این کتاب، آن را از دید گستره دارای برتری می شمرد، اما زبان آن را کمابیش سست و عامه پسند و بیشتر جمله هایش را ناقص و نویسنده اش را در به کار گیری سبک ویژه و رایج در آن روزگار ناتوان می خواند.
گزارش محتوا
روایت ها و گزارش های معاصر بسیار کمی در باره پادشاهی همایون در دست است. هم چنین نسخه های خطی این آثار از دید سودمندی و پرباری، بسیار اندکند؛ زیرا جز تذکره الواقعات (۹۹۵ ه/ ۱۵۸۷ م) جوهر آفتابه چی که شمار اندکی از نسخه های خطی آن در فهرست (کاتالوگ) کتاب خانه های هند شناسانده شده اند، به منبع دیگری برای دریافتن اطلاعات سودمندی در باره این سلسه دست رسی نیست و از این رو، پژوهش در باره تاریخ سده های میانه هند بسیار دشوار می نماید و به گفته پروفسور سوکمار رای، تاریخ همایون، کمتر از دیگر امپراطوران مغول هند به دیده مورخان آمده است.این کتاب پس از تذکره الواقعات اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا نویسنده، دیده های خود را در روزگار دراز همراهی اش با همایون در این اثر گزارش کرده است. البته گزارش های بایزید به رغم گزارش های جوهر بلند و گسترده نیست و از همین روی، خودش نیز اثرش را «مختصر» می خواند. او در نوشته هایش به سفر همایون به ایران و ماندنش در دربار صفوی می پردازد. این اثر، گنجینه گران بهایی از اطلاعات تاریخی در باره روزگار پادشاهی همایون و اکبر به شمار می رود و از دید تاریخ دوره همایون، بیش از دیگر آثار در این باره مانند همایون نامه (قانون همایونی) خواند میر یا همایون نامه گل بدن بیگم می ارزد.آگاهی نویسنده در باره همایون به اندازه ای است که ابو الفضل مبارک، مورخ دوره پس از او در تاریخ بزرگ خود (اکبرنامه)، از آن بسیار بهره برده است. هم چنین منبع مستقیم بسیاری از نویسندگان تاریخ همایون را همین کتاب می توان برشمرد.این تذکره که اطلاعات تاریخی بسیار باارزشی در باره موضوع پیش گفته در بر دارد، به فهرستی دقیق می ماند که گفتار و رفتار پیروان و همراهان همایون را در سفر به ایران باز می نماید. نویسنده در تاریخ رویدادها به خطا و لغزش هایی دچار شده است. برای نمونه، وی تاریخ فتح قلعه قندهار را ۹۴۰ هجری می داند، اما تاریخ دقیق این رخداد ۲۵ جمادی الثانی ۹۵۲ هجری (۱۵۴۵ م) است.
← ردیداد های رخ داده
پرداختن به برخی از موضوع های اجتماعی و آیین های رایج در سده دهم هجری (شانزدهم میلادی) در سرزمین هندوستان یا ایران روزگار صفویان، از ویژگی های مهم این کتاب است. نویسنده به برپایی نماز عید فطر در مشهد و چگونگی رؤیت ماه، «گرگ دوانی و چوگان بازی مردم تبریز »، مسابقه هایی مانند «قبق انداختن»، «مراسم ختنه سوران» اکبر و «آیین بندی باغ ها» به این مناسبت، «شرح کشتی گرفتن» و «مراسم شکار همایون» اشاره می کند و آنها را شرح می دهد.وی با نام بردن از افراد پرآوازه و هنرمندان و نقاشان این دوره، گزارش درازدامنی در باره کارهایشان عرضه می کند و به ارزیابی کارهای دو نقاش ایرانی نام دار که به دعوت همایون به هند رفتند؛ یعنی ملا عبد الصمد مصور و میر سید علی تبریزی، از شاگردان کمال الدین بهزاد می پردازد.پرداختن به تاثیر ایرانیان در قلمرو گورکانیان هند از دیگر نکته های ارزش مند کتاب است. بیرام بیگ بهارلو (بیرم خان) که از ترکمانان قراقویونلو و از تیره بهارلو و شیعه مذهب بود، بر پایه علاقه اش به این مذهب و ایران، هنگام سرگردانی همایون به وی سفارش کرد که بدین کشور پناهنده شود و از شاه صفوی کمک بخواهد. هم چنین حسین قلی سلطان شاملو برادر حاکم سیستان، پس از بازگشت همایون به هند در خدمت وی در آمد و با فداکاری و دانایی اش، نام و آوازه ای یافت و به مهرداری همایون منصوب شد.
وضعیت کتاب
...

جمله سازی با تذکره همایون و اکبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کس حصار این همه نگرفت و مخالف نفکند غیر این ظلّ همایون و شه نیکی‌ساز

💡 عید تو همایون و همه سال تو چون عید پیروزی و اقبال تو هر روز بر افزون

💡 عید تو همایون و همه روز تو چون عید امروز تو از دی به و امسال تو از پار

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز