تب باتلاقی

لغت نامه دهخدا

تب باتلاقی. [ ت َ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تب آجامی. رجوع به تب و تب آجامی شود.

فرهنگ فارسی

تب آجامی.

جمله سازی با تب باتلاقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خُرَمشَهر یکی از بزرگترین و مهمترین شهرهای استان خوزستان در کشور ایران است. این شهر در محل تلاقی رودخانه‌های اروندرود و کارون و در ناحیه‌ای باتلاقی و پست قرار گرفته‌است. خرمشهر به جهت واقع‌شدن در مجاورت خلیج فارس و کشور عراق، از اهمیت استراتژیک اقتصادی، تجاری و سیاسی ویژه‌ای برخوردار است.

💡 در گینه نو، عمدتاً در جنگل‌های آروکاریا وجود دارد. این گونه همچنین از جنگل رشد دوم، پوشش گیاهی میکروفیلوس (Microphylls and megaphylls) باز و علفزارهای باتلاقی ثبت شده‌است.

💡 بیشتر زمین‌ها در شبه‌جزیره آب‌شوران و گوبُستان، سرزمین‌های پست کورا-آراشینسکایا، و کوه‌پایه و دشت‌های نخجوان از درمنه کَم‌عُمر و گیاهان شورپسند پوشیده شده‌اند. گونه‌های مختلفی از درختچه و بوته‌های سازگار با خاک شور، مانند علف شور، پتاسی، قلیا، و شور باتلاقی وجود دارند. درختچه‌های گز و ذرت خوشه‌ای در سراسر زمین‌های پست، پخش شده‌اند.

💡 پزشکان قدیمی معتقد بودند که تب باتلاقی ناشی از استنشاق بخارات سمی و آلوده از مرداب‌ها و مناطق مرطوب است که باعث بیماری‌های سختی می‌شود.

💡 در گزارش‌های پزشکی قرن گذشته، علائم تب باتلاقی شامل لرز شدید، تب بالا و تعریق مفرط پس از اقامت در مناطق باتلاقی و جنگلی بود.

💡 پیش از کشف داروهای آنتی‌بیوتیکی مدرن، مقابله با تب باتلاقی در مناطق گرمسیری یکی از بزرگترین چالش‌های گروه‌های پزشکی و کاشفان جهان محسوب می‌شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران