تب مخفی
مترادفها
تب پنهان
لغت نامه دهخدا
تب مخفی. [ ت َ ب ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تب دزده. رجوع به تب دزده شود.
فرهنگ فارسی
تب دزده
جمله سازی با تب مخفی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ار جمله ذرات جهان مخفی و پیداست ار جمله صفت شاهد بی مثل و نظیرست
💡 گل این گونه سفید رنگ است، ولی ازآنجاکه در میان برگهایی به رنگ سرخ، سفید، عنابی و گاهی صورتی مخفی است، این گلهای کوچک سفید، جلب توجه نمینماید و تصور میکنند همین برگهای سرخ در واقع گل اصلی هستند.
💡 یونسکو، وهنآباد و شمال فرودگاه را از مناطق مخفی میراث فرهنگی میداند.
💡 آنکه خود مخفی است از فرط ظهور گو نه مستغنی است او را از ستور
💡 مخفی تواند از تو شدن حال خلق اگر ذرات از آفتاب تواند شدن نهان