لغت نامه دهخدا
تاریکی بینایی. [ کی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نقصان فعل حاسه بینائی: کُمْنة؛ تاریکی بینایی. ( منتهی الارب ).
تاریکی بینایی. [ کی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نقصان فعل حاسه بینائی: کُمْنة؛ تاریکی بینایی. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلولهای استوانهای بیشتر در نور ضعیف تحریک میشوند و به مغز توانایی دیدن در تاریکی را میدهند و آسیب به آن موجب بیماری شب کوری میشود.این سلولها به رنگها حساسیت نشان نمیدهند؛ به همین دلیل بینایی در تاریکی به رنگ سیاه، سفید و طیفی از خاکستری است. سلولهای استوانهای همچنین در تشخیص حرکات توسط مغز نقش دارند.
💡 نخستین نشانه این بیماری معمولاً کاهش تدریجی بینایی، به ویژه دید در شب است که رانندگی در تاریکی را دشوار میکند. علائم بعدی شامل از دست دادن بینایی محیطی است که منجر به دید تونلی میشود. در برخی موارد، علائم تنها در یکی از چشمها دیده میشود. تجربه شناور بودن، چشمک زدن گ، تاری دید و از دست دادن بینایی در یک چشم ممکن است نشانه اولیه شروع شبکیه باشد.
💡 بیشتر دلفینها توانایی دید بسیار بالایی هم درون آب و هم بیرون آن دارند اما بعضی دلفینها، همانند دلفینهای رودخانهای، بینایی بالایی ندارند. دلفین رودخانهای شبهقاره هند لنز چشمی قدرتمندی ندارد و در عمل تنها توانایی تشخیص نور از تاریکی را دارد. در محیطی که این دلفین زندگی میکند، آب همواره گلآلود است و توانایی بینایی آنچنان کمکی به بقای جانور نمیکند.