بی ابروی
مترادفها
بیحیا، بیشرم، بیننگ
متضادها
با حیا، با آبرو
لغت نامه دهخدا
( بی آبروی ) بی آبروی. ( ص مرکب ) ناپسند و ناموافق. ( ناظم الاطباء ). بی آبرو:
یکی خرد گوساله در پیش اوی
تنش لاغر و خشک و بی آبروی.فردوسی.وگر زین هنرها نیابی دروی
همانا که یابیش بی آبروی.فردوسی.و رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
( بی آبروی ) ناپسند و ناموافق. بی آبرو
جمله سازی با بی ابروی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وی همچنین مزایای خود را به مالکیت روزنامهها، بانکها و تولیدکنندههای اسلحه تغییر نمودو مقدار زیادی از داراییهای ایوار کروگر، سرمایهدار بی آبروی مسابقههای ایمنی را کسب نمود. در مکزیک در دهه ۱۹۳۰، او در اتحاد اقتصادی با ماکسیمینو آویلا کاماچو، مرد قدرتمند ایالت پوئبلا مکزیک، که برادرش مانوئل اویلا کاماچو در سال ۱۹۴۰ رئیسجمهور مکزیک شد.
💡 ما را نیاز روی تو بی آبروی کرد کس را مباد نیز بروی بتان نیاز
💡 می کند بی آبرویی زندگی راناگوار خون خود رامی خورد تیغی که آبی نیستش
💡 «حاجب » به عین فقر مریز آبروی خویش بر پای هر مخنث بی آبروی هیز
💡 در سن شانزده سالگی سیریوس از خانه گریخت تا با خانواده پاتر زندگی کند. این بی آبرویی برای خانواده بلک باعث شد که آنها با چالاکی نام سیریوس را از شجرهنامه خود خط بزنند. آلفارد بلک، برادر ولبورگ (مادر سیریوس)، با سیریوس همفکری کرد و او را با مقدار زیادی پول یاری داد. ولبورگ با فهمیدن این مسئله نام آلفارد را نیز از شجرهنامه خانوادگی پاک کرد.
💡 اب او بی آبرویان را همی افزود آب زان که دخلش سر به سر در کیسه میراب شد
💡 آن فرد بی ابروی با انجام کارهای غیرقانونی و زیر پا گذاشتن قوانین، باعث شد تا تمام احترام و اعتبار خود را در جامعه از دست بدهد.
💡 هیچ انسان با اصالتی دوست ندارد که به عنوان یک شخصیت بی ابروی در میان خانواده و دوستان خود شناخته شود و مورد ملامت قرار گیرد.
💡 رفتارهای بی ابروی برخی از اعضای جامعه میتواند باعث تخریب ارزشهای اخلاقی و آسیب دیدن انسجام و اعتماد میان اعضای یک گروه یا جامعه شود.