لغت نامه دهخدا
بوستان شیرین. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) نام نوایی است که مطربان زنند. ( اوبهی ). نوایی است از موسیقی قدیم. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بستان شیرین شود.
بوستان شیرین. [ ن ِ ] ( اِ مرکب ) نام نوایی است که مطربان زنند. ( اوبهی ). نوایی است از موسیقی قدیم. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بستان شیرین شود.
نام نوایی است که مطربان زنند. نوایی است از موسیقی.
💡 بهار آمد که گردد بوستان چون صفحه ار من بود گل، روی شیرین، بلبل شوریده فرهادش
💡 از حکایتهای بوستان و گلستان، آثار مختلفی برای کودکان و نوجوانان بازنویسی و بازآفرینی شده است. مجموعهٔ ۱۰ جلدی قصههای شیرین فارسی اثر فرهاد حسنزاده و هفتمین جلد از مجموعهٔ قصههای خوب برای بچههای خوب با عنوان قصههای گلستان و مُلستان اثر مهدی آذریزدی از جمله کتابهایی هستند که در این حوزه در ایران به چاپ رسیدهاند.