( بند آمدن ) بند آمدن. [ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) بازایستادن. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). چون بند آمدن زبان. || قطع شدن ( مایع از جریان ). ( فرهنگ فارسی معین ). چون بند آمدن آب و خون و جز اینها. || سد شدن. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). بسته شدن. چون بند آمدن راه عبور و مرور. || موقوف شدن. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || متوقف شدن: باران بند آمد. ( فرهنگ فارسی معین ). || حبس شدن نفس. ( فرهنگ عامیانه جمالزاده ). || در بیت زیر ظاهراً مقید شدن است:
گرنه خاقانی مرا بند آمدی
دست بر خاقان و خان افشاندمی.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 805 ).
( بند آمدن ) ( ~. مَ دَ )(مص ل. ) ۱ - بازایستادن. ۲ - بسته شدن. ۳ - متوقف شدن.
( بند آمدن ) ( مصدر ) ۱ - باز ایستادن قطع شدن ( مایع از جریان ).۲ - سد شدن. ۳ - موقوف شدن. ۴ - متوقف شدن: ( باران بند آمد. )
باز ایستادن ٠ چون بند آمدن زبان ٠ یا قطع شدن ٠ چون بند آمدن آب و خون و جز اینها ٠ یا سد شدن ٠ بسته شدن ٠ چون بند آمدن راه عبور و مرور ٠ یا موقوف شدن ٠ باران بند آمد ٠ یا حبس شدن نفس ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معمولترین درمان خانگی برای سکسکه، حبس کردن نفس یا نوعی تمرین دیافراگم است که به تدریج رفلکس را آرام و سکسکه را متوقف میکند. گاهی نیز روشهایی مانند گاز زدن قطعهای لیموترش یا چشیدن سرکه تا هنگام بند آمدن سکسکه پیشنهاد میشود. این درمان بر این پایه است که مزه لیمو یا سرکه به بدن شوک وارد میکند و مغز را از توجه به سکسکه باز میدارد و باعث توقف آن میشود.
💡 سدادی واژهای عربی به معنی مسدود است و ابتوراتور لاتین نیز به بند آمدن و پوشیده بودن اشاره دارد. از آنجا که سوراخ سدادی (پوشیده) توسط ماهیچهها و رباطهای غشایی پوشیده شده به آن این نام را دادهاند.
💡 در آغاز نمایش، مالی و گیلز مشغول آمادهسازی مهمانخانه برای ورود اولین میهمانان و تدارک وسائل پذیرایی از آنان هستند. از آنجا که این زوج تجربهای در اداره یک مهمانخانه ندارند و آشپزی مالی هم زیاد خوب نیست، هر دو اندکی عصبی و دستپاچه هستند. آنها علاوه بر این نگران بارش برف و امکان بند آمدن راهها نیز هستند.