بز خریدن
فرهنگ معین
( ~. خَ دَ ) (مص ل. ) کنایه از: ارزان خریدن.
ویکی واژه
کنایه از: ارزان خریدن.
جمله سازی با بز خریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حلقه در گوش کشم، گر تو بهیچم نخری چون تو را نیست سر بنده خریدن چکنم؟!
💡 از وی چه کم شود، ز رخ ار جان دهد به خلق حسن است خانه سوز، خریدن نمی رود
💡 نیکوئی تو به دوستت آن است که در مجلس این و آن احترامش کنی. ساده ترین تجارت خریدن است و سخت ترینش فروختن.
💡 السلام ای پیکر زایر نوازت زیر خاک از پی جنت خریدن خلق را گنج زمین
💡 گر پرتوی ز روی تو افتد بر آسمان ماهش چو مشتری به خریدن در اوفتد
💡 ولی او به شدت به مردم آن شهر سردسیر وابستگی پیدا کرده وعاشق تد میچل (هری کانیک جونیور) شده پس تصمیم میگیرد با خریدن آن کارخانه دوباره به شهرک باز گردد و....
💡 کشاورز قدیمی روستا با دقت بسیار زیادی به بازار رفت تا با انتخاب بهترین گونهها، اقدام به بز خریدن برای افزایش جمعیت دامهای خود نماید.
💡 در داستانهای قدیمی روستایی، همیشه صحبت از مردی بود که با تلاش بسیار و پس از سالها کار سخت، بالاخره موفق به بز خریدن و ایجاد گله شد.
💡 اگر قصد دارید برای فعالیتهای اقتصادی کوچک در روستا شروع به کار کنید، شاید بهترین قدم اولیه برای شما، بز خریدن و مدیریت یک اصطبل کوچک باشد.