برو بیا داشتن

متضادها

ثبات، سکون، ماندگاری

فرهنگ معین

(بُ رُ. تَ ) (مص ل. ) کنایه از: فرّ و شکوه داشتن، اوضاع و احوال مناسب داشتن.

ویکی واژه

کنایه از: فرّ و شکوه داشتن، اوضاع و احوال مناسب داشتن.

جمله سازی با برو بیا داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رویگری در دهه‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ در فیلم‌های مطرحی چون اجاره‌نشین‌ها، عقاب‌ها، و یوزپلنگ، کانی مانگا، و بوتیک بازی کرد. در تلویزیون نیز در برنامه‌هایی مانند محله برو بیا و محله بهداشت به چهره‌ای آشنا برای مردم تبدیل شد.

💡 خانواده آقای شمعدانی یا همان قسمت آقای تابلوکار، قسمتی از مجموعه محله برو بیا بود با بازی غلامحسین لطفی فاطمه معتمد آریا و سه خردسال به نامهای مجید بوذری، مریم بوذری و مونا بوذری که این سه خواهر و برادر با هم در این مجموعه ایفای نقش می‌نمودند.

💡 بیرون و درون برو بیا هم ماییم اشکسته و سنگ و مومیا هم ماییم

💡 بیا بیا و خلاصم ده از بیا و برو بیا چنانک رهد جانم از چنان و چنین

💡 او به دلیل برو بیا داشتن در تصمیم‌گیری‌های خود، همیشه باعث سردرگمی همکارانش می‌شود و هیچ‌کس نمی‌تواند به حرف‌ها و وعده‌های او اعتماد کامل کند.

💡 مدیریت این شرکت به خاطر برو بیا داشتن در اجرای قراردادها، اعتبار خود را نزد سرمایه‌گذاران از دست داده و با چالش‌های مالی بزرگی روبرو شده است.

💡 در روابط دوستانه، برو بیا داشتن و عدم ثبات در رفتار می‌تواند باعث ایجاد شک و تردید بین افراد شده و در نهایت منجر به فروپاشی دوستی شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران