فرهنگ معین
(بُ رُ. تَ ) (مص ل. ) کنایه از: فرّ و شکوه داشتن، اوضاع و احوال مناسب داشتن.
(بُ رُ. تَ ) (مص ل. ) کنایه از: فرّ و شکوه داشتن، اوضاع و احوال مناسب داشتن.
کنایه از: فرّ و شکوه داشتن، اوضاع و احوال مناسب داشتن.
💡 رویگری در دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ در فیلمهای مطرحی چون اجارهنشینها، عقابها، و یوزپلنگ، کانی مانگا، و بوتیک بازی کرد. در تلویزیون نیز در برنامههایی مانند محله برو بیا و محله بهداشت به چهرهای آشنا برای مردم تبدیل شد.
💡 خانواده آقای شمعدانی یا همان قسمت آقای تابلوکار، قسمتی از مجموعه محله برو بیا بود با بازی غلامحسین لطفی فاطمه معتمد آریا و سه خردسال به نامهای مجید بوذری، مریم بوذری و مونا بوذری که این سه خواهر و برادر با هم در این مجموعه ایفای نقش مینمودند.
💡 بیرون و درون برو بیا هم ماییم اشکسته و سنگ و مومیا هم ماییم
💡 بیا بیا و خلاصم ده از بیا و برو بیا چنانک رهد جانم از چنان و چنین