لغت نامه دهخدا
بته مرده بالا. [ ب ُت ْ ت ِ م ُ دَ / دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پایین ولایت فریمان مشهد. در 104 هزارگزی شمال خاوری فریمان. سکنه آن 30 تن، آب از قنات. محصول آن غلات و چغندر. شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
بته مرده بالا. [ ب ُت ْ ت ِ م ُ دَ / دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان پایین ولایت فریمان مشهد. در 104 هزارگزی شمال خاوری فریمان. سکنه آن 30 تن، آب از قنات. محصول آن غلات و چغندر. شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
ده از دهستان پایین ولایت فریمان مشهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس ازمردن شخصی دوستان و اقارب آن زناخ و دو پنجه پاهای آن را میبندند وروی به قبله میخوابانند. بالای آن آیتها از قرآن کریم را میخوانند. سپس دریک محلی شستشوی مینمایند. چشمان مرده را سرمه میکنند. برای اینکه مرده بوی ندهد. مرده وکفن آنر زعفران یا عرق گل گلاب میپاشند. برای اینکه سایه مرده بالای دیگران تاٌ ثیر نکنند بوربور را در یک ظرف میسوزانند. بوربور ماده است که دود خوشبودارد معمولاً با اسپند یک جا سوختانده میشود. بخصوص زمانیکه مرده از خانه کشیده میشود. شستن مرده در مذاهب واقوام افغانستان فرهنگ کمی مختلف دارد.