بتازیانه گرم ک
لغت نامه دهخدا
بتازیانه گرم کردن. [ ب ِ ن َ / ن ِ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اسب را با زدن تازیانه به تند رفتن داشتن. || کنایه از به تندی و درشتی بر سر کار آوردن. مأخذش آنکه اسپ را ساعتی قبل از سواری یک میدان جولان دهند و به تازیانه گرم کنند تا در سواری حرونی نکندو در تاختن نفسش گرفته شود. ( آنندراج ):
تا کی دهد عنان مرادم فلک به دست
حالا بتازیانه مرا گرم داشتست.بابا فغانی.آهم به تازیانه دگر گرم کرده است
تا در کدام معرکه سر میدهد مرا.شاپور.
جمله سازی با بتازیانه گرم ک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازار عشق ز آتش غیرت شود چو گرم کی در خیال سود و زیان آورد کسی
💡 دوش دل را دیده حیران نوید وصل داد هر نگاه گرم کان خورشید عالمتاب کرد
💡 از دم نی گرم کی گردد دل سخت فقیه گرچه سازد فی المثل نرم این فسون پولاد را
💡 میان ترشی و قلیه برنج بشنیدم یکی مناظره گرم کان بود بی راه
💡 تو این رشته گرم کی بردهای که با رشته عمری به سر بردهای