انجمن داشتن
لغت نامه دهخدا
انجمن داشتن. [ اَ ج ُ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) تشکیل انجمن دادن. مجلس داشتن. محفل داشتن. ( فرهنگ فارسی معین ). || گرد آمدن:
پیام من بدان روی نکو بر
که خوبی انجمن دارد بر او بر.( ویس و رامین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تشکیل انجمن دادن مجلس داشتن محفل داشتن.
جمله سازی با انجمن داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یوسف مصری نشسته با تو اندر انجمن زشت باشد چشم را در نقش آزر داشتن
💡 دو تشکل ایرانیان در شهرهای مومبای و پونا از گذشته فعالیت داشتهاند. انجمن شیعیان اثنیعشری یزدیان مقیم (فتوت) در شهر مومبای (تأسیس در سال ۱۹۲۸) و نیز انجمن شیعیان اثنیعشری یزدیان مقیم پونا (حمیت) با در دست داشتن موقوفات به جا مانده محل مناسبی جهت فعالیتهای مذهبی و اجتماعی ایرانیان مهاجر بودهاند.
💡 ندانستی او را نگه داشتن خود و نامداران آن انجمن