ام عیال

لغت نامه دهخدا

ام عیال. [ اُم ْ م ِ ع ِ ] ( ع اِ مرکب ) کسی که متصدی احوال قوم باشد و آن را سرپرستی و به امور لازم آن قیام نماید. || دیگ. ( از المرصع ) ( از مهذب الاسماء ). در مهذب الاسماء ام العیال با الف و لام است.
ام عیال. [ اُم ْ م ِ ع ِ ] ( اِخ ) نام دهی است مابین مکه و مدینه. ( از المرصع ). و رجوع به ام العیال شود.

فرهنگ فارسی

نام دهی است ما بین مکه و مدینه

جمله سازی با ام عیال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناحیهٔ عیال سریح (به عربی: مدیریة عیال سریح) یک ناحیه در یمن است که در استان عمران واقع شده‌است.

💡 " چهار چیز بلای بزرگست: همسایۀ بد، عیال بسیار، زن ناسازگار و تنگ‌دستی."

💡 جهان و هر چه در او هست دون همت توست عیال همت تو هست صدهزار جهان

💡 گویمش ای آفتاب بر همه دل‌ها بتاب جمله جهان ذره‌ها نور خوشت را عیال

💡 ناحیهٔ جبل عیال یزید (به عربی: مدیریة جبل عیال یزید) یک ناحیه در یمن است که در استان عمران واقع شده‌است.