لغت نامه دهخدا
ام سبیل. [ اُم ْ م ِ س َ ] ( ع اِ مرکب ) فیل ماده. ( المرصع ).
ام سبیل. [ اُم ْ م ِ س َ ] ( ع اِ مرکب ) فیل ماده. ( المرصع ).
فیل ماده
💡 خفاش سبیلدار یکی از کوچکترین خفاشها است. رنگ بدن این پستاندار در قسمت پشتی خاکستری متمایل به قهوهای و در زیر بدن روشنتر و متمایل به زرد است. اندازه بدن در بخش سر و تنه در این خفاش میان ۳۸ تا ۵۰ میلیمتر و دم میان ۳۰ تا ۴۰ میلیمتر است. وزن آن نیز ۵،۴ تا ۱۳ گرم است.
💡 محمدرضاشاه که عادت نداشت سبیل بگذارد برای پوشیده ماندن جای گلوله در پشت لبش که در صحنه ساخته شده ترورش در دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۷ ایجاد شد، ناچار شد بیش از یک سال سبیل بگذارد.
💡 دارکوب ژاپنی تا ۳۰ سانتیمتر رشد میکند. بالها و دمش سبز روشن، سر، گردن و سینهاش خاکستری و شکم و قسمتهای زیرین بدنش سفید همراه با نقوشی سیاه رنگ است. تاج پرنده قرمز بوده و خط سبیلی سیاه یا قرمز رنگ دارد.
💡 سبیل، شارِب، موی پشتِ لب یا بُروت (به انگلیسی: Moustache) مویی است که بر بالای لب فوقانی میروید. موی چانه و گونه ریش نام دارد. در طول تاریخ سبیل چخماقی نشان بارز مردانگی بودهاست.
💡 ما معانی در نظر داریم نی ریش و سبیل کاسهٔ می گل بود فغفور میدانیم ما
💡 تپه چالی مربوط به هزاره اول (پیش از میلاد) - دوره پارت - دوره ساسانی است و در شهرستان تکاب، بخش مرکزی، دهستان انصار، روستای سبیل واقع شده است. این اثر در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۶۷۷۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.