الغاء کردن
مترادفها
باطل کردن، لغو کردن، ملغی کردن، منسوخ کردن
متضادها
تایید کردن، برقرار کردن، اجرا کردن، تثبیت کردن
لغت نامه دهخدا
الغاء کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )باطل کردن. بی بهره ساختن. رجوع به الغا کردن شود.
باطل کردن، لغو کردن، ملغی کردن، منسوخ کردن
تایید کردن، برقرار کردن، اجرا کردن، تثبیت کردن
الغاء کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )باطل کردن. بی بهره ساختن. رجوع به الغا کردن شود.