لغت نامه دهخدا
( آل معصفر ) آل معصفر. [ م ُ ع َ ف َ ] ( اِ مرکب ) قسمی ماهی درم دار. || سرخ نیم رنگ.
( آل معصفر ) آل معصفر. [ م ُ ع َ ف َ ] ( اِ مرکب ) قسمی ماهی درم دار. || سرخ نیم رنگ.
( آل معصفر ) قسمی ماهی درم دار سرخ نیم رنگ
💡 اشگ و روی و دل و برم او را بقم و نیل و زاج و معصفر است
💡 بهر جنگ اندر نخستین تو کردی زمین را ز خون معادی معصفر
💡 خضر خضراپوش علوی آنک خوانندش سپهر از شقایق فرش غبرا را معصفر یافته
💡 به زخم پرند آور از پشت پیل همی معصفر تاخت بر تلّ نیل
💡 طرهٔ سنبل شد از کلال پریشان گونهٔ خیری شد از ملال معصفر
💡 همیشه تا چو زریر و چو معصفر باشد از انده و غم و ناز و طرب رخ بشری