ال ضبه

دانشنامه اسلامی

[ویکی حج] آل ضبه. آل ضَبَّه از قبایل عدنانی جزیرة العرب که مدتی نیز تولیت کعبه را برعهده داشتند.
بیشتر افراد این قبیله در زمان پیامبر(ص)، مسلمان نشدند و برخی از مسلمانان آل ضبه پس از رحلت پیامبر(ص) مرتد شدند و به سجاح پیوستند؛ ولی سپس به اسلام بازگشتند. آل ضبه در فتوحات حضور داشتند و در زمان حکومت امام علی(ع) با آن حضرت دشمنی ورزیدند. ایشان در جنگ جمل با شدّت تمام سپاه عایشه را همراهی کردند. امام صادق(ع) اعراب بنی ضبه را یکی از ۱۳ قومی می نامد که هنگام ظهور حضرت مهدی(عج) بر ضد ایشان می جنگند.
آل ضبه تیره ای از عرب عدنانی طایفه مُضر از نسل بکر بن سعد بن ضبه بودند. ضبة بن اُدّ بن طابخة بن الیاس بن مُضر فرزندانی به نام های سعد، سعید و باسِل داشت و نسلش بیشتر از طریق سعد استمرار یافت. این خاندان در گذر زمان با هویت آل ضبه شناخته شدند. خاندانی دیگر از عرب عدنانی نیز به نام ضبه یافت می شوند که یا از قریش اند و نسبشان به ضبة بن حارث بن فِهْر بن مالک می رسد و یا از هُذیل اند و به ضبة بن عمرو بن حارث بن تمیم بن سعد بن هذیل نسب می برند؛ اما اینان به آل ضبه مشهور نیستند. در گزارشی اغراق آمیز، آل ضبه از معدود خاندان هایی به شمار رفته اند که به جنگاوری و فراوانی جمعیت شناخته شده اند.

جمله سازی با ال ضبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ((اى مادر ما! اى همسر پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله -، اى همسر سرورى بزرگ و راهنماىخلق ! ما بنى ضبه هستيم و فرار نمى كنيم تا سرهاى بريده را نشان دهيم؛ سرهايى كهبه خون سرخ آغشته است !)).

💡 محمد حنفيه نيزه را گرفت و به دشمن حمله كرد، گردانى از طايفه بنى ضبه جلو او راگرفتند، او عقب نشينى كرد، و به حضور پدر آمد در آن هنگام امام حسن (ع ) نيزه را از دستاو گرفت، و به سوى دشمن رفت و حمله كرد و پس ازمدتى در حالى كه نيزه اش خونآلود بود، نزد پدر بازگشت وقتى كه محمد حنفيه، آن شجاعت را از امام حسن (ع ) ديد براثر احساس شكست سرخ و سرافكنده شد.

💡 آيا ام المؤ منين ! عايشه مى ديد خانه ((ابن ضبه )) همان خانه اى است كه خداوند به وىامر فرموده است كه در آن قرار گيرد؟ و مى ديد كه فرماندهى وى نسبت به آن سپاه،سرادقى است كه طلحه و زبير براى او زده اند تا او را از ((تبرّج جاهليت اولى )) حفظكند؟ و از نماز و زكات و اطاعت خدا و پيغمبرش فارغ سازد؟!

💡 گويد: هيچ روزى بيشتر از آن روز نديدم كه ساقهاى پا قطع شده باشد و من ياد سخنحذيفه افتادم كه گفت: ياران او بنى ضبه اند و گفت: خدا قدم هايشان را بشكند.و دانستم كه دعايش مستجاب شده است. سپس چارچى امام صدا زد عليكم بالبعير فانهشيطان كار شتر را تمام كنيد كه آن شيطانى است آنگاه مردى با نيزه به آن شترزد و ديگرى يكى از دستهايش را انداخت و شتر به زمين نشست و نعره اى كشيد.

💡 بنى ضبه اطراف شتر عايشه مى چرخيدند از او سخت مخالفت مى كردند و ره كسى شعرىمى خواند. مردى هم مهار شتر او را گرفته بدان فخر مى كرد و شمشيرى در دست او بود،كه زيد بن ليقط الشيبانى از اصحاب على عليه السلام شمشيرى به او زد و او را برزمين انداخت، مرد ديگرى از بنى ضبه بلافاصله مهار شتر را گرفت كه نام او عاصم بنالزلف بود او در آن هنگام اشعارى در دشمنى اميرالمومنين عليه السلام مى خواند.