اثور
لغت نامه دهخدا
( آثور ) آثور. ( اِخ ) رجوع به آشور شود.
اثور. [ اُ ] ( ع اِ ) ج ِ اَثر و اِثر و اَثَر.
اثور. [ اَ ] ( اِخ ) موصل پیش از تسمیه بدین نام، اَثور و بقولی اَقور نامیده میشد. || ( گفته اند اسم همه خرّه الجزیره ) و قرب سلامیه است و سلامیه شهرکی است درمشرق موصل و میان آن دو تقریباً یک فرسنگ است و آن شهری است خراب و یباب که آن را أقور گویند و خره به نام آن مسمی گردیده است. ( معجم البلدان ) ( مراصد ).
فرهنگ فارسی
جمع اثر
جمله سازی با اثور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو آثور شد سرو شاه یمن بود شهر نینویه نام چمن
💡 از نام آشور(یونانی شده آثوره در پارسی باستان که خود برگرفتی از آرامی آثور است)، البته سرزمین اصلی آشور در شمال عراق بود و این منطقه Aram (قوم آرامی) خوانده میشد. در عصر ساسانی شمال میان رودان آثورستان خوانده میشد و سوریه کنونی سورستان و همچنین شام نامیده میشد. نام سوریه کنونی را فرانسویان بر آن نهادند.