ابن اسفندیار محمد بن حسن

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] ابن اسفندیار، بهاء الدین محمد بن حسن بن اسفندیار، کاتب (زنده در 613ق)، تاریخ نگار ایرانیِ اواخر سده 6 و اوایل سده 7ق، است. از احوال او آگاهی های زیادی در دست نیست. در مقدمه اثر برجسته اش، تاریخ طبرستان، به سرگذشت خود اشاره هایی دارد.
وی بخشی از دوران زندگانی خود را در دربار پادشاهان آل باوند به سربرد و در آنجا از حمایت حسام الدوله اردشیر بن حسن باوندی (567 - 602ق) برخوردار بود. پیش از سال 606ق، به بغداد سفر کرد و در 606ق، از آنجا به قصد عراق عجم خارج شد، اما چون در همان اوقات خبر کشته شدن نصیر الدوله رستم بن اردشیر بن حسن، فرزند حامی خود را شنید، به سوی ری آمد.
طبرستان موطن ابن اسفندیار از آن پس، به خواست بزرگان آنجا تحت قلمرو سلطان محمد خوارزمشاه درآمد و او خبر این حوادث را در آغاز کتاب خود نوشته است. دوران توقف او در ری حداقل دو ماه به طول انجامید. در این شهر بود که در کتابخانه مدرسه رستم بن علی بن شهریار، کتابی را که ابوالحسن بن محمد یزدادی در تاریخ گاوبارگانِ طبرستان به عربی نوشته بود، به دست آورد و بر آن شد که کتاب را به عنوان اساس کار خود به فارسی برگرداند. اندک زمانی پس از ترجمه کتاب، هنوز آن را از سواد به بیاض نبرده بود که به دعوت پدر به وطن خود مازندران (احتمالاً آمل) بازگشت و پس از توقفی کوتاه، راه خوارزم در پیش گرفت. این شهر، به گفته او، در آن وقت شهری آبادان و بارونق و میعادگاه دانشمندان بود.
5 سال از توقف او در خوارزم گذشته بود که روزی در بازار کتاب فروشان و صحافان آن شهر، ترجمه عربی ابن المقفع از نامه تنسر را به دست آورد. تنسر، موبد بزرگ اردشیر بابکان، این نامه را به جشنسْف (گشنسب)، شاه طبرستان، نوشته و او را به اطاعت اردشیر خوانده بود. ابن اسفندیار این متن را به فارسی ترجمه کرد و آن را در مدخل تاریخ طبرستان خود قرار دارد و بدین سان این اثر گران بهای ادبیات پهلوی را از گزند روزگار حفظ کرد.
نامه تنسر یکی از مهم ترین اسنادی است که راجع به تشکیلات زمان ساسانیان نوشته شده است. ابن اسفندیار در 603ق، به نگارش تاریخ خود مشغول بوده است؛ چه، در یک جای آن اشاره می کند که در این زمان، 400 سال از شهادت امام رضا(ع) (203ق) می گذرد. البته تاریخ یادشده با توجه به سال شروع تألیف کتاب (پس از آمدن مؤلف به ری در 606ق) تقریبی می نماید. او به طور یقین تا 613ق، در قید حیات بوده و تا این زمان، مشغول نگارش تاریخ خود بوده است. به درستی معلوم نیست که آیا او در حمله مغول به خوارزم در 617ق، در آن شهر بوده و کشته شده، یا پیش از آن به زادگاه خود در مازندران بازگشته است.
اثر ابن اسفندیار، قدیمی ترین کتاب در تاریخ طبرستان است. انشای آن بسیار فصیح است، ولی مؤلف در استعمال لغات عربی، افراط ورزیده است. بخش های نخستین این کتاب، حاوی مطالب افسانه ای است، ولی در مورد طبرستان پس از اسلام، اطلاعات تاریخی و جغرافیایی آن ارزشمند و مستند است، به ویژه آگاهی های بسیاری در مورد افراد مشهور محلی و شاعرانی که به زبان طبری شعر سروده اند، در آن به دست داده شده است. این کتاب در 4 «قسم» است. بخش های پایانی آن که در خصوص آل بویه و آل زیار و ابتدای تاریخ آل باوند بوده، از میان رفته است. ادوارد براون، خلاصه ای از این اثر را به زبان انگلیسی ترجمه کرده و در 1905م، منتشر ساخته است. متن فارسی آن همراه با ذیل هایی که دیگران بر این کتاب افزوده اند، در 1320ش، در تهران به کوشش عباس اقبال آشتیانی به چاپ رسیده است.

جمله سازی با ابن اسفندیار محمد بن حسن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محمد بن حسن بن عمار مى گويد: من دو سال نزد على بن جعفر (عموى امام رضا عليهالسلام ) بودم و هر خبرى كه او از برادرش موسى بن جعفر شنيده بود مى نوشتم، روزىدر مدينه خدمت ايشان نشسته بودم كه ابوجعفر محمد بن على الرضا عليه السلام در مسجدرسول خدا صلى الله عليه و آله بر او وارد شد، على بن جعفر برجست و بدون كفش و عبانزد او رفت و دستش را بوسيد و احترامش كرد.

💡 76-  محمد بن حسن طوسى معروف به ((خواجه نصير)) و ((محقق طوسى )) (597 -672) از حكما و دانشمندان مشهور اسلام است در فلسفه و كلام و رياضيات و هياءت متبحربوده است. علامه حلى، قطب الدين شيرازى، سيدعبدالكريم بن طاووس از شاگردان وىمى باشند، آثار ارزشمندى از او بجاى مانده است مانند: شرح اشارات، تجريد، تحريراقليدش، تحرير مجسطى، اخلاق ناصرى.

💡 ابويعلى محمد بن حسن جعفرى و سلاربن عبدالعزيز كه دو فقيه و از برازندگان علم وادب و از شاگردان شيخ مفيد و سيد مرتضى بودند در شمار معاصران نجاشى جاىدارند. آن دو با نجاشى در غسل دادن سيد مرتضى همكارى داشتند؛ كه سرانجام روح اين دوچهره دانش و تقوا در سال 463 ق، با هم به ملكوت اعلى پرواز كرد.

💡 (شيخ حر در مجلس شاه سليمان بدون اجازه از شاه در بالاى مجلس نزد شاه نشست بهطورى كه بين او و شاه يك متكا بيش نبود. شاه پس از نشستن رو به شيخ كرد و گفت: بهمن گفته اند تو از علماى جليل و بزرگ عرب محمد بن حسن بن حر عاملى هستىحال به من بگو فاصله ميان حر و خر چقدر است ؟ شيخ بى درنگ (به شوخى ) گفت: (يكمتكا)! شاه از شجاعت و حاضر جوابى شيخ يكه خورد. (667)

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز