ابن ابی الحدید عبدالحمید بن هبهالله

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] ابن ابی الحدید، عزالدین ابوحامد عبدالحمید بن هبه الله بن محمد بن محمد بن محمد بن حسین بن ابی الحدید مداینی، دانشمند، شاعر، ادیب، فقیه شافعی و اصولی معتزلی، در اوّل ذیحجه 586ق در مداین دیده به جهان گشود و در همان شهر پرورش یافت. علم کلام و اصول آموخت. پدرش قاضی مداین بود. عزالدین در کودکی و به قولی در جوانی به بغداد رفت و در آن شهر در محضر علما و بزرگان مشهور بغداد که بیشتر آن ها شافعی مذهب بودند، به قرائت کتب و اندوختن دانش پرداخت و در محافل علمی و ادبی شرکت جست و به قول صاحب «نسمة السحر»، معتزلی جاحظی شد. نیز از ابوالبقاء عکبری و ابوالخیر مصدق بن شبیب واسطی ادب آموخت و به مناسبت نزدیکی عقیدتی با ابن علقمی (د 656ق) وزیر ادیب و دانشمند مستعصم آخرین خلیفه عباسی در شمار کاتبان دیوان دارالخلافه درآمد. از این رو ابن ابی الحدید قصاید السبع و شرح نهج البلاغه را به نام او نوشت.
در 642ق در نخستین یورش های مغول به بغداد که سپاه عباسی به فرماندهی شرف الدین اقبال شرابی سپهسالار مستعصم بالله سپاه مغول را شکست داد، ابن ابی الحدید پیروزی سپاه بغداد را نتیجه تدبیر ابن علقمی دانست و قصیده ای در تهینت و ستایش وی سرود که ابیاتی از آن در شرح نهج البلاغه ثبت است. وی ابتدا کتابت دارالتشریفات را برعهده داشت. در 629ق به کتابت خزانه منصوب شد و مدتی بعد کاتب دیوان گردید. در صفر 642ق به عنوان ناظر حلّه تعیین شد. سپس «خواجه» امیر علاءالدین طَبّرْس گردید و پس از آن، ناظر بیمارستان عضدی و سرانجام ناظر کتابخانه های بغداد شد.
وی در شعر طبعی رسا داشت و در انواع مضامین شعر می گفت؛ ولی مناجات و اشعار عرفانی او مشهورتر است. اطلاعات او درباره تاریخ صدر اسلام نیز گسترده بود. علامه حلی از پدر خود و او از ابن ابی الحدید روایت کرده اند. وی در اصول معتزلی و در فروع شافعی بود و گفته شده است که مشربی میان تسنن و تشیع برگزیده بود. در مباحث عقیدتی خود در شرح نهج البلاغه به موافقت با جاحظ تصریح دارد؛ به همین لحاظ او را معتزلی جاحظی شمرده اند.
بررسی شرح نهج البلاغه او نشان می دهد که برخلاف نظر ابن کثیر که وی را شیعی غالی شمرده است، می توان او را معتزلی معتدلی دانست. او در آغاز کتابش، اتفاق همه شیوخ معتزلی خود (متقدمان، متأخران، بصریان و بغدادیان) را بر صحت شرعی بیعت با ابوبکر نقل می کند و تصریح می نماید که از رسول خدا(ص) نصّی بر آن بیعت وارد نشده، بلکه تنها انتخاب مردم که هم به اجماع و هم به غیراجماع راه تعیین پیشوا شمرده شده، موجب صحت آن است، اما ابن ابی الحدید به پیروی از مکتب معتزله بغداد، علی(ع) را افضل از خلفای سه گانه می داند و تصریح می کند که آن حضرت هم در کثرت ثواب و هم در فضیل و خصال حمیده، از دیگران افضل است. لیکن به عقیده وی افضلیت امام ضروری نیست و در خطبه آغاز کتاب در همین معنی گفته است: سپاس خداوندی را که مفضول را بر افضل مقدم داشت.
وی در حمله هلاکوخان به بغداد در 655ق1258/م محکوم به قتل شد و به شفاعت ابن علقمی و خواجه نصیرالدین طوسی از مرگ نجات یافت ولی روزگارش نپایید و اندکی بعد در بغداد درگذشت.
تألیفات وی را تا 15 اثر برشمرده اند که مشهورترین آن ها موارد ذیل است:

جمله سازی با ابن ابی الحدید عبدالحمید بن هبهالله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ویلفرد مادلونگ می‌گوید ابوبکر بدین‌ترتیب، نه‌تنها اموال خاندان محمّد را از اختیار آن‌ها درآورد، بلکه اظهار کرد که اگر آن‌ها نیاز مالی داشته‌باشند صدقه بگیرند. این کار در مخالفت قطعی با سنت محمّد بود که خاندانش را به‌جهت موقعیت طهارت از پذیرش صدقه منع کرده‌ بود. هم‌چنین، بدین‌ترتیب پرداخت سهم ویژهٔ (خمس) آن‌ها از غنائم و فیء هیچ توجیهی نداشت. علاوه‌برآن، این حدیث که ابوبکر طرح کرد، به ابوبکر این اعتبار را می‌داد که محمّد به او دستورهای ویژه‌ای برای خلافت پس از خود داده‌است. چنان‌که عایشه می‌گوید، فاطمه پس از آن ابوبکر را ترک کرد و تا شش ماه بعد که از دنیا رفت با وی سخن نگفت. علی نیز، فاطمه را شبانه دفن کرد و به خلیفه اطلاع نداد. به‌طور طبیعی موضع شیعیان بر این است که این اموال متعلق به فاطمه است و آن‌ها توسط ابوبکر غصب شده‌است. سید جعفر شهیدی، از افراد غیرشیعه‌ای چون ابن ابی الحدید و نقیب بصری یاد می‌کند که به نقل رویداد خطبهٔ فدکیه پرداخته‌اند. او با این استدلال که این افراد — اهل سنت معتزلی — سودی از جعل این روایات نمی‌بردند، رویداد دعوای حقوقی فدک را صحیح می‌داند.

💡 سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب مَأساةُ الزَّهراء به بررسی اقوال مختلف در این‌باره می‌پردازد و می‌گوید که ابن قتیبه در المعارف این مطلب را آورده، اما در دوره‌های بعدی نوشتهٔ او تحریف شده‌است. در این راستا او به نقل ابن شهرآشوب و گنجی شافعی از المعارف اشاره می‌کند، که با مطلب اولیه تطابق دارد. عاملی ادامه می‌دهد که شهرستانی سخن نَظّام در این‌باره را نقل می‌کند، اما آن را دروغ و فریب می‌داند. بغدادی، مَقْریزی و صَفْدی نیز نقل نظّام را بیان می‌کنند؛ و این‌ها درحالی‌است که به‌قول جاحِظ، نظّام شدیدترین مردم در اعتراض به رافِضیان به‌خاطر طعن آنان بر صحابه بود. عاملی گزارش ابن سعد را نیز در این‌باره نقل می‌کند. عاملی می‌گوید ابن ابی الحدید ضرب و جرح فاطمه زهرا و سقط جنین او را از امور شنیع و زشتی می‌داند که فقط شیعه از آن‌ها نام می‌برد و از نظر دانشمندان اهل سنّت بی‌اساس است. اما خودش ماجرای سقط محسن را از استادش نقل کرده و با ذکر داستان هَبّار بن اَسوَد، از موضع پیامبر در این‌باره از وی پرسیده و استادش نیز در پاسخ گفته که این مسئله از نظرش متعارض است و در این‌باره نظر خاصی ندارد. ابن ابی الحدید رویداد خانهٔ فاطمه را تنها در برخی موارد درست می‌داند، اما آتش زدن و دیگر کارها را بعید و آن‌ها را تنها در نقل شیعه می‌داند، اما در همان‌حال می‌گوید که علاوه‌برآن عده‌ای از اهل حدیث هم مانند آن روایت کرده‌اند.

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز