ابراهیم بن اسما
لغت نامه دهخدا
ابراهیم بن اسماعیل. [ اِ م ِ ن ِ اِ ] ( اِخ ) نام چند تن از رجال حدیث.
ابراهیم بن اسماعیل. [ اِ م ِ ن ِ اِ ] ( اِخ ) رجوع به ابن اجدابی شود.
ابراهیم بن اسماعیل. [ اِ م ِ ن ِ اِ ] ( اِخ ) مکنی به ابواسحاق. فقیهی از اصحاب حدیث. متوفی به سال 218 هَ.ق. ( ابن الندیم ).
ابراهیم بن اسماعیل. [ اِ م ِ ن ِ اِ ] ( اِخ ) ابن احمد سامانی. وفات در بخارا به سال 295 هَ.ق. و مولد او بفرغانه به سال 234.
ابراهیم بن اسماعیل. [ اِ م ِ ن ِ اِ ] ( اِخ ) استاد محمدبن مکرم. یکی از بلغای زبان عرب. ( ابن الندیم ).
ابراهیم بن اسماعیل. [ اِ م ِ ن ِ اِ ] ( اِخ ) ابن داود کاتب. کاتبی بارع و بلیغ بوده و مجموعه رسائلی داشته و نیز او را دیوان شعری بوده است در هفتاد ورقه. ( ابن الندیم ).
جمله سازی با ابراهیم بن اسما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رازی بارها در الحاوی از آن بهره بردهاست (مثلاً ۱ / ۱۳۹، ۴ / ۱۰۶، ۸ / ۴۹، ۱۰ / ۷۵، ۲3(1) / ۳۱۶، ۲3(2) / ۱۶۷) و به گفتهٔ قفطی (تاریخ الحکماء، ۳۱۷)، ابوعمران موسی بن سیار و ابوالطیب ابراهیم بن نصر، تعلیقاتی بر آن نوشته بودهاند.
💡 کتاب دستور شهریاران، اثر محمد ابراهیم بن زین العابدین نصیری، مجلسنویس دربار شاه سلطان حسین صفوی، با تصحیح محمد نادر نصیری مقدم، به بررسی و شرح حوادث و وقایع سالهای ۱۱۰۵ تا ۱۱۱۰ ق. در ایران مصادف با سلطنت شاه سلطان حسین آخرین پادشاه صفوی میپردازد.
💡 ابوالملوک سلطانالدوله ارسلانشاه ابراهیم بن مسعود سلطان غزنوی میان سالهای ۵۰۹-۵۱۱ هجری قمری/۱۱۱۶-۱۱۸ میلادی بود. او را در تاریخ با نامهای ملک ارسلان و ارسلان نیز خواندهاند.