لغت نامه دهخدا
علاءالدینی. [ ع َئُدْ دی ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت واقع در 6 هزارگزی جنوب سبزواران و 3 هزارگزی خاور راه فرعی سبزواران به کهنوج، دارای 30 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
علاءالدینی. [ ع َئُدْ دی ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت واقع در 6 هزارگزی جنوب سبزواران و 3 هزارگزی خاور راه فرعی سبزواران به کهنوج، دارای 30 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جنگ کله مناره لیراوی ها با زندیه، جنگ دلیران تنگستان (۱۲۸۷)، جنگ کیکاووس بهمئی (۱۳۰۳)، جنگ تنگ تامرادی (۱۳۰۹)، جنگ ستون علاءالدینی بهمئی (۱۳۱۶) و جنگ گجستان (۱۳۴۲) نمونه های مهم شکست های دولت مرکزی از عشایر لر جنوبی است.
💡 جینی در طول این نبرد چندین بار به قهرمانان کمک کرد، با گرفتن علاءالدینی که در حال سقوط کردن است و در حالی که علاءالدین در حال گرفتن چراغ است با تغییر شکل سعی میکند حواس جعفر را پرت کند.
💡 هماکنون بازماندگان از علاءالدین حسین غوری در ولسوالی ناهور ولایت غزنی بنام رایج محلی علودانی که منظور اصلیش همان علاءالدینی هست، زندگی میکنند. مردم علودانی (علاءالدینی) که خودرا از بازماندگان اصلی «علاءالدین» غوری میدانند، در دو دره بنامهای درهٔ علودانی (علاءالدنی) و درهٔ شیملتو ویک مقدار هم در دشت ناهور زندگی میکنند.