صهوه

لغت نامه دهخدا

( صهوة ) صهوة. [ ص َ وَ ] ( ع اِ ) بالای هر چیزی. برج بر سر پشته و توده. || سر کوه. || جای گرد آمدن آب از کوه. || زمین پست که شتران گمشده بسوی آن جای گیرند. || میان پشت اسب یا اندک فروتر هر دو جانب از اعلای پشت یا جای برنشسته سوار. میان پشت اسب. ( منتهی الارب ). نشستنگاه سوار. ( صبح الاعشی ج 2 ص 32 ). || سپس کوهان. ( منتهی الارب ).
صهوة. [ ص َ وَ ] ( اِخ ) جایی است در نواحی مدینة در کوه جهینه. ( معجم البلدان ).

فرهنگ عمید

۱. جای نشستن سوار بر پشت اسب، میان پشت اسب.
۲. [مجاز] جای نشستن.

فرهنگ فارسی

جایست در نواحی مدینه در کوه جهینه

جمله سازی با صهوه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هدهد، موسیچه (یاکریم)، طوطی، کبک، باز، دُرّاج، عندلیب، طاووس، تَذَرْوْ، قُمْری، فاخته، شاهین، مرغ زرین، بط، هما، بوتیمار، بوف (جغد)، صهوه، تندباز

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز