زوائل
مترادفها
ضمائم، ملحقات، اضافات
لغت نامه دهخدا
زوائل. [ زَ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ زائلة. ( اقرب الموارد ). || شکار. || زنان. || ستارگان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || در علم احکام نجوم، بروجی که از پی بروج تالی اوتاد است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
جمله سازی با زوائل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۹۹ به احمد اچ. زوائل برای استفاده از پالسهای فراکوتاه برای مشاهدهٔ واکنشهای شیمیایی در این بازهزمانیها که در آن رخ میدهند، زمینه فمتوشیمی را باز میکند.