زمین دیوار
لغت نامه دهخدا
زمین دیوار. [ زَ ] ( اِ مرکب ) نام ورزشی است که استاده شده دستها بر دیوار بند کرده زور بر دیوار زده به شنو رونده یعنی «دند» می کنند... ( غیاث ) ( آنندراج ). در بهار عجم نوشته که ورزشی است که دستها بر زمین گذاشته هر دو پا را به دیوار زنند و در هندوستان این قسم ورزش را پادیوار گویند. ( آنندراج ):
دیدن روی تواش ای مه نو ناچار است
ورزش مهر بکوی تو زمین دیوار است.میرنجات ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نام ورزشی است که استاد شده دستها بر دیوار بند کرده زور بر دیوار زده به شنو روند یعنی وند می کنند.
جمله سازی با زمین دیوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پی ساختمانهای روستا بسیار قطور و معمولاً بیش از ۶۰ سانتیمتر بود. ابتدا در حدود ۱ متر زمین در محل احداث دیوارها پی کنی میشد و سپس تا حدود نیم متر یا کمی بیشتر از سطح زمین دیوار سنگ چین و پس از این مرحله خشت چینی آغاز میشد. خشتها در ابعاد ۳۰ در ۳۰ با استفاده از قالب چوبی و گل رس تهیه و تا ۵ سانتیمتر قطر داشتند و پس از خشک شدن در نور آفتاب بکار بره میشد. خشت چینی با لایههایهای گل در هر ردیف تا زیر سقف ادامه مییافت. ارتفاع دیوارها تا حداکثر ۳ متر در نظر گرفته میشد. همچنین بر بالای دیوارهای هر اتاق یک تیر چوبی به موازات دیوار قرار میدادندکه به آن <نُکَاسْ> گفته میشد.