زبرجه

مترادف‌ها

نیرومند، قدرتمند، قوی

متضادها

ضعیف، ناتوان

لغت نامه دهخدا

زبرجه. [ زَ رَ ج َ] ( ع مص ) آراستن. رجوع به آراستن در لغت نامه شود.

جمله سازی با زبرجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ... لقد علمتم انى احق بها من غيرى، و والله لاسلمن ما سلمت امور المسلمين و لم يكن فيها جورالا على خاصه، التماسا لاجر ذلك و فضله و زهدا فيما تنافستموه من زخرفه و زبرجه.(258)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران