رغن
مترادفها
روغن، چربی
لغت نامه دهخدا
رغن. [ رَ ] ( ع مص ) گوش دادن به کسی و قبول کردن آن را.( ناظم الاطباء ). گوش دادن و قبول کردن سخن. ( منتهی الارب ). || خوردن و نوشیدن در ناز و نعمت. || طمع کردن در چیزی، گویند: رغن الی الصلح؛ یعنی میل کرد بدان. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
رغن. [ رَ غ َن ْ ن َ ] ( ع حرف )لغتی است در لَعَل َّ. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
جمله سازی با رغن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و رغن حيوانى عبارت است از كره ذوب كرده، و اين زيانهايى كه به چربى حيوان نسبتمى دهند ارتباطى با روغن حيوانى ندارد.