درشت گوی
مترادفها
صریح، بیپرده، رک، بیریز و بم
متضادها
با ملاحظه، کمحرف
لغت نامه دهخدا
درشت گوی. [ دُ رُ ] ( نف مرکب ) درشت گوینده. مِذْوَح. ( منتهی الارب ). و رجوع به درشتگو شود.
فرهنگ فارسی
درشت گوینده
جمله سازی با درشت گوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اینجا هم شما با درشت گویی رفتار میکنید.
💡 مثل همین الان، شما فقط دهن دارید و با هم درشت گویی میکنید اما رو در رو هیچی نیستید.
💡 او با وجود اینکه شخصیتی بسیار درشت گوی دارد، اما در واقعیت بسیار مهربان است و همیشه به دنبال کمک به دیگران میباشد.
💡 برخلاف ظاهر درشت گوی و لحن تند او، این مرد در برخورد با کودکان و افراد ضعیفتر، بسیار ملایم و با حوصله رفتار میکند.
💡 در جلسات رسمی هیئت مدیره، او به عنوان یک فرد درشت گوی شناخته میشود که از هیچ انتقادی در برابر مدیریت دریغ نمیکند.