درزیجان
لغت نامه دهخدا
درزیجان. [ دَ ] ( اِخ ) نام قریه ای از قرای بغداد که در قسمت پایین آن در جانب غربی رود دجله قرار دارد. حمزه گوید درزیجان یکی از شهرهای هفتگانه به شمار می رفت که متعلق به اکاسره بود و مجموع آنها به نام مدائن خوانده می شد. اصل این نام «درزیندان » بوده و در تعریب درزیجان شده است. ( از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
نام قریه ای از قرای بغداد که در قسمت پایین آن در جانب غربی رود دجله قرار دارد
جمله سازی با درزیجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدائن با توجه به معنی که دارا است[پ ۱۸] تشکیل شده از هفت شهر، تیسفون، بهاردشیر، سلوکیه، رومیه، درزیجان، ساباط و اسبانبر بود؛ اطراف این شهرها دیوارهای بلندی به صورت حصار قرار داشت. پادشاه ساسانی در کاخ سفید واقع در تیسفون سکونت داشت و ایوان مدائن در شهر اسبانیر قرار داشت. محاصره کردن بخشهای غربی مدائن اولین اقدام مسلمانان پس از پیروزی در نبرد قادسیه بود. گفته شده است مدت محاصره به قدری طولانی بود که اعراب دو بار خرمای تازه خوردند. ساکنان مدائن گرفتار قحطی شدند به گونهای که مردم ساباط خواستار صلح با اعراب شدند و با قبول پرداخت جزیه خود را از سختی رها کردند. مردم رومیه، شهر را ترک کردند و هنگامی که اعراب وارد شهر شدند از آنجا میتوانستند کاخ سفید تیسفون را مشاهده کنند و با مشاهدهٔ آن اعراب تکبیر گفتند. با ورود اعراب به تیسفون که نگهبانان شهر آنان را دیو میخواندند، یزدگرد به همراه نزدیکان و گنجهایش شهر را ترک کرد و گریخت؛ بدین ترتیب دروازههای مدائن به روی مسلمانان و اعراب گشوده شد. گفته شد که به هر یک از سپاهیان سعد، دوازده هزار درهم غنیمت رسید و در این زمان تعداد سپاهیان او شصت هزار نفر بوده است و سعد چون به کاخ رسید هشت رکعت نماز شکر به جا آورد.