لغت نامه دهخدا
دارالبقاء. [ رُل ْ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) جهان دیگر و بهشت:
دارالفناء کوی مرمت نمیکنند
برخیز تا عمارت دارالبقا کنیم.سعدی.رجوع به دارالاخرة شود.
دارالبقاء. [ رُل ْ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) جهان دیگر و بهشت:
دارالفناء کوی مرمت نمیکنند
برخیز تا عمارت دارالبقا کنیم.سعدی.رجوع به دارالاخرة شود.
(رُ بَ ) [ ع. ] (اِمر. ) ۱ - سرای پایداری. ۲ - (کن. ) عالم آخرت، جهان دیگر. مق دارالفناء.
(کن.)
سرای پایدا
عالم آخرت، جهان دیگر. مق دارالفناء.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الحمدلله الذى ياخذهم من دارالفناء و يدخرهم فى دارالبقاء : حمد وسپاس خداوندى را كه فرزندانم را از خانه فانى گرفت، و در خانه هميشگى، جاىداد.(461)