واژه «خنجیل» در گویش مردم اصفهان یکی از واژگان محلی و کمکاربرد فارسی است که در منابع لغوی به ویژه در لغتنامههای قدیم به ثبت رسیده است. این واژه به معنای «بادپیچ» یا گردباد کوچک به کار میرود که در اثر حرکت شدید و چرخشی باد در سطح زمین شکل میگیرد. خنجیل معمولاً به پدیدهای اشاره دارد که در آن جریان هوا به صورت مارپیچی درآمده و گرد و خاک یا ذرات سبک را از زمین بلند میکند. این پدیده در مقیاس کوچکتر از گردبادهای بزرگ جوی رخ میدهد و بیشتر در مناطق باز و خشک قابل مشاهده است. در منابعی مانند لغتنامه دهخدا، این واژه به عنوان اصطلاحی محلی و منسوب به گویش اصفهانی ثبت شده است. کاربرد آن نشاندهنده غنای واژگانی گویشهای محلی فارسی در توصیف پدیدههای طبیعی است. از نظر معنایی، خنجیل بیانگر نوعی حرکت چرخشی و ناپایدار هوا در سطح زمین است که معمولاً کوتاهمدت و گذرا میباشد. این واژه در زبان معیار فارسی کمتر استفاده میشود اما در گفتار بومی جایگاه توصیفی خاصی دارد. ثبت چنین واژگانی در منابع لغوی به حفظ میراث زبانی و فرهنگی مناطق مختلف ایران کمک میکند. بنابراین «خنجیل» به معنای بادپیچ یا گردباد کوچک در گویش اصفهانی است که پدیدهای طبیعی با حرکت چرخشی هوا را توصیف میکند.
خنجیل
لغت نامه دهخدا
خنجیل. [ خ َ ] ( اِ ) به لغت مردم اصفهان بادپیچ. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با خنجیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با در نظر داشت احتمال آماری، اگر قدمت گانش را به اواسط قرن هشتم نسبت دهیم، سری ساهی کینگالا که در کتیبه درج شدهاست به احتمال زیاد با حاکم ترکشاهی کابل که در منابع عربی از وی به عنوان خینخیل یا خنجیل نام برد شده همان فرد است، کسی که بنا بر روایت یعقوبی در ۷۷۵–۷۷۸ به المهدی تسلیم شد.