خریطه دار
لغت نامه دهخدا
خریطه دار. [ خ َ طَ / طِ ] ( نف مرکب ) حافظ خریطه: و از حواس جاسوس سازد تا جاسوسان جمله اخبار نزدیک وی جمع همی کنند و از قوت حفظ که در آخر دماغ است خریطه دار سازد تا رقعه اخبار از دست برید می ستاند و نگاه می داردو بوقت خویش بر وزیر عرضه می کند. ( کیمیای سعادت ).
فرهنگ فارسی
حافظ خریطه
جمله سازی با خریطه دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جهان ۸ نوع مرغ سقا وجود داردکه ۳ نوع آن در افغانستان زیست مینمایند. حیوان بزرگ ماهی خواربا منقار بزرگ و خریطه دار میباشد. این پرنده سخت مورد اذیت کشورهای آسیائی بهخصوص افغانستان قرار دارد پرواز این پرنده کوتاه و به ارتفاع کم میباشد.