لغت نامه دهخدا
مرغ سقا. [ م ُ غ ِ س َق ْقا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حوصل. حواصل. سقای مرغان. پلیکان. رجوع به پلیکان و سقا در ردیف خود شود.
مرغ سقا. [ م ُ غ ِ س َق ْقا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حوصل. حواصل. سقای مرغان. پلیکان. رجوع به پلیکان و سقا در ردیف خود شود.
( ~ِ سَ قُ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) مرغی است با پرهای سفید و منقار دراز که در آب شنا می کند و در زیر گردنش کیسه ای است که می تواند ۱٠ لیتر آب را در خود جا دهد و گاهی هم ماهی های شکار شده را در آن ذخیره می کند.
مرغی است با پرهای سفید و منقار دراز که در آب شنا میکند و در زیر گردنش کیسهای است که میتواند ۱۰ لیتر آب را در خود جا دهد و گاهی هم ماهیهای شکار شده را در آن ذخیره میکند.
💡 لکلک سفید طول بدن ۱۰۰ سانتیمتر است. این پرنده بهوسیله پر و بال سفید، شاهپرهای بالی سیاه براق، گردن دراز، نوک و پاهای دراز برنگ سرخ و روشن به آسانی تشخیص داده میشود. روی درختها و ساختمانها مینشیند و در این حالت اغلب یک پای خود را جمع میکند. آرام و با تأنی راه میرود. در پرواز آهسته بال میزند و اغلب بالباز اوج میگیرد و در ارتفاع زیاد پرواز مینماید. طرح بدن در حال پرواز با گردن دراز کشیده آن را از حواصیل، مرغ سقا و کرکس مشخص میکند. به صورت گلههای نامنظم مهاجرت میکند. زود انس میگیرد.