حسین دامغانی
لغت نامه دهخدا
حسین دامغانی. [ ح ُ س َ ن ِ ] ( اِخ ) ابن محمدبن ابراهیم مکنی به ابوعبداﷲ و در 478 هَ. ق. 1085/ م. درگذشته است. او راست: «الزوائد و النظائر» و جز آن. ( معجم المؤلفین از کشف الظنون ) ( ایضاح المکنون ) ( هدیة العارفین ج 1 ص 310 ). وی مدتی قاضی بغداد بوده و ابن جزله نزد وی کار میکرد. ( ذریعه ج 11 ص 273 و ج 12 ص 257 ).
فرهنگ فارسی
ابن محمد بن ابراهیم مکنی بابوعبدالله اوراست الزوائد و النظائر و جز آن
جمله سازی با حسین دامغانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 متن کتیبه بهوضوح نشان میدهد که این بنا به درخواست محمد بن فضلالله بایزیدی، یکی از نوادگان بایزید بسطامی ساختهشده و از القاب بهکار رفته برای او، مشخص میشود در نزد سلطان دارای ارج و احترام بودهاست. نام معمار بنا نیز محمد بن حسین دامغانی ذکر شدهاست. اینکه نفوذ فرهنگ اسلامی و ایرانی در شاهان ایلخانی، بهویژه شاهان متأخر چه میزان بوده، مورد بحث است؛ زیرا منبعی به مغولی در اینباره وجود ندارد و منابع فارسی و عربی موجود هم بیشتر بازتابدهنده دغدغههای سیاسی، فرهنگی، مذهبی و تاریخی نویسندگان آنها هستند. بنابراین وجود کتیبهای که تحت نظارت و سلیقه خود سلطان ایلخانی نوشتهشده، دارای اهمیت ویژه است.