حاقل

لغت نامه دهخدا

حاقل. [ ق ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حَقل. زارع. کشاورز.
حاقل. [ ق ِ ] ( اِخ ) یکی از قراء جبل لبنان است. حاقلانی بدانجا منسوب است. رجوع به حاقلانی شود.

جمله سازی با حاقل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نزدیکی‌های سال ۶۴۵، پارتاو به دست اعراب افتاد و بانام بَرْدَه (به عربی: بردة، آوانگاری: Barda) یا بَرْذَعَه (به عربی: برذعة، آوانگاری: Bardhaʿa) در زبان عربی نامور شد. تقریباً در سال ۷۸۹، در استان ارمنیه دوباره به عنوان پایتخت دیگر (پس از دوین (به ارمنی: Դուին، Dvin)) در فرمانروایی (اُستیکان(به ارمنی: ոստիկան، ostikan)) برگزیده شد. فرمانروایانش پیرامون شهر پدافندها و برج و باروهای استواری را برای مقابله با خزرهای شمالی ساخته بودند. در سال ۷۶۸، جاثلیق همه ارمنیان، سیون یکم باوناتسی (به ارمنی: Սիոն Ա Բավոնացի، Sion I Bavonats'i)، یک انجمن کلیسایی را در پارتاو دعوت کرد که ۲۴ قانون شرعی را به کمک دیگر بزرگان دینی دربارهٔ سرپرستی کلیسای ارمنیان و مسائل ازدواج را تصویب کرد. در سده‌های نهم و دهم، برده بیشتر درآمدهای اقتصادی مهمش را از دست داد و بیشتر عوایدش به شهر نزدیکش، یعنی گنجه می‌رفت؛ نشستگاه جاثلیق کلیسای آلبانیای قفقاز نیز به بارداک (برداکور) جابجا شد و شهر بیشتر به صورت اسقفی اداره می‌شد. بر پایه نوشته‌های جغرافی‌دانان مسلمان همچون استخری، ابن حاقل و المقدسی، زبان آلبانیای قفقازی (که با عنوان اَرّانی (به عربی: الرّانیة، آوانگاری: al-Raniya) شناخته می‌شده) در روزگار اسلامی هنوز گویش‌ورانی داشته و تا سده دهم در برده بدان تلکم می‌شده‌است. از اینرو ابن حوقل زبان مردم برده را ارانی می‌خواند و استخری زبان شهرستان برده را ارانی می‌داند.