تکوی

لغت نامه دهخدا

تکوی. [ ت َ ک َ ] ( اِ ) بمعنی تکو است که نان تنک و روغنی باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی تکو است. ( فرهنگ جهانگیری ). || موی مجعد را نیز گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تکوی شود.
تکوی. [ ت َ ک َوْ وی ] ( ع مص ) در تنگ جای در آمدن و درترنجیدن و منقبض شدن در آن. || گرم شدن از گرمی اندام کسی، یقال: تکوی بامراته؛ اذا تدفی و اصطلی بحرارة جسدها. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تکوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ویلفرد تکوی (انگلیسی: Wilfried Tekovi؛ زادهٔ ۱۰ اکتبر ۱۹۸۹) بازیکن فوتبال اهل توگو است.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز