تقبض

لغت نامه دهخدا

تقبض. [ ت َ ق َب ْ ب ُ ] ( ع مص ) در ترنجیده شدن پوست و درکشیده گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || باهم آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). فراهم آمدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تجمع. ( اقرب الموارد ). || برجستن بر کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برجهیدن. || توقف بر کاری. ( از اقرب الموارد ). || در گرفته شدن از چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

در ترنجیده شدن پوست و درکشیده گردیدن

جمله سازی با تقبض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: الا ان لله حرما و هومكة الا ان لرسول الله حرما و هو المدينة الا ان لاميرالمؤ منين حرما و هو الكوفة، الا انحرمى و حرم ولدى من بعدى قم، الا ان قم كوفة صغيرة، الا ان للجنة ثمانية ابوابثلاثة منها الى تقبض فيها امراة هى من ولدى واسمها فاطمة بنت موسىيدخل بشفاعتها شيعتى الجنة باءجمعهم . (363)

💡 اللهم انى اسالك يا من له لطف خفى و اياديه باسطه لا تقبض اسالك بلطفك الخفى مالطفت به لعبد الا كفى ان ترينى مولاى اميرالمومنين على بن ابى طالب فى منامى.

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز