لغت نامه دهخدا
ترس داشتن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیم داشتن. هراسناک بودن. وحشت داشتن:
ترس چاه و غم جان دارم و زین هر دو سبب
بخراسان سوی اخوان شدنم نگذارند.خاقانی.ندارم ز کس ترس در هیچ کار
مگر زآن کسی، کو بود ترسکار.نظامی.
ترس داشتن. [ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) بیم داشتن. هراسناک بودن. وحشت داشتن:
ترس چاه و غم جان دارم و زین هر دو سبب
بخراسان سوی اخوان شدنم نگذارند.خاقانی.ندارم ز کس ترس در هیچ کار
مگر زآن کسی، کو بود ترسکار.نظامی.
بیم داشتن هراسناک بودن وحشت داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگرانی و اضطراب (anxiety) یک کوشش فکری و مترادف الفاظ حزن، غم، است. نگرانی کیفیتی نفسانی است که در پی آن، حرکت نفس و حرارت غریزی از داخل و خارج بدن به وجود خواهد آمد تا چیزی که تصور شدهاست حادث شود و به وجود آید. پس نگرانی عبارت است از توجه نفس به چیزی و ترس داشتن از آن.