باربردار
مترادفها
بارکش، بارگیر، حملکننده
متضادها
تخلیهکننده
لغت نامه دهخدا
باربردار. [ ب َ / ب ُ ] ( نف مرکب ) باربر. ( ناظم الاطباء ). بارکش. بردارنده بار. حمال. رجوع به آنندراج، شعوری و دِمزن شود. || حیوان بارکش. باربر:
گاوان و خران باربردار
به زآدمیان مردم آزار.سعدی ( گلستان ).رجوع به بارکش و باربر و «دِمزن » شود. || حامل. حامله. زن وماده حیوان که حامله شود و بار گیرد. || راه بن بست. ( شعوری ). راه سخت و صعب ( طریق غیرنافذ یعنی چقمز یول [ ترکی ] ). ( دِمزن ).
فرهنگ عمید
= باربر
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - باربر حمال. ۲ - حیوان بارکش. ۳ - زن و ماد. حیوان که آبستن شود حامله. توضیح هم ( بار بر دارنده ) از مصدر ( بار بر داشتن ).
جمله سازی با باربردار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با روسازی انعطافپذیر، بیشترین تنش در سطح رخ میدهد و با افزایش عمق روسازی، تنش کاهش مییابد؛ بنابراین برای سطح روسازی، بالاترین کیفیت مواد مورد نیاز است، در حالی که با افزایش عمق روسازی میتوان از مواد با کیفیت پایینتر استفاده کرد. استفاده از اصطلاح انعطافپذیر، به دلیل قابلیت آسفالت در خم شدن و تغییر شکل جزیی آن میباشد که پس از هر بار بارگذاری ترافیکی و باربرداری به حالت اولیه خود بازمیگردد. امکان دائمی شدن این تغییر شکلهای کوچک وجود دارد که میتواند در طولانی مدت منجر به ایجاد شیار در مسیر چرخ شود.
💡 در قرن شانزدهم میلادی برای افزایش طول باربرداری جرثقیل، قسمت بازوی متحرک به قسمت بالابرنده یا بازوی اصلی اضافه شد. با انقلاب صنعتی استفاده از جرثقیلها برای حمل بار در بنادر رونق گرفت. در سال ۱۸۳۸ ویلیام آرمسترانگ کارخانه دار و تاجر انگلیسی جرثقیلی ساخت که با قدرت آب کار میکرد. یکی از جرثقیلهای او توسط نیروی دریایی ایتالیا در سال ۱۸۸۳ مورد استفاده قرار گرفت. این دستگاه تا اواسط دهه ۱۹۵۰ برای فعالیتهای گوناگون استفاده میشد و هنوز با گذشت چندین دهه در شهر ونیز ایستادهاست.