القام

لغت نامه دهخدا

القام. [ اِ ] ( ع مص ) فروبرانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). لقمه فروخورانیدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). لقمه خورانیدن کسی را. تلقیم. ( از اقرب الموارد ). || القام حَجَر؛ خاموش گردانیدن کسی را در گفتگو و مخاصمه. ( از اقرب الموارد ). || دویدن اسب در رفتار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تاختن شتر در رفتن. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

فرو برانیدن. لقمه فرو خورانیدن

جمله سازی با القام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 481- و اما حق امامك فى صلاتك فان تعلم انه قد تقلد السفارة فيما بينك و بينالله و الوفادة الى ربك و تكلم عنك و لم تتكلم عنه و دعالك تدع له و طلب فيك و لمتطلب و لم تطلب فيه و كفاك هم القام بين يدى الله و المساء لة له فيك. و لم تكفهذلك فاءن كان فى شى ء من ذلك تقصير كان بهدونك و ان كان اثما لم تكن شريكه فيهولم عليك فضل، فوقى نفسك بنفسه ووقى صلاتك تطلاته، فتشكر له على ذلك ولاحول و لا قوة الا بالله.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز