افراش

لغت نامه دهخدا

افراش. [ اِ ] ( ع مص ) بازایستادن از چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). بازایستادن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ). || سخن بد گفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || غیبت کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). غیبت کسی کردن. ( آنندراج ). || شتر خردسال دادن. || تنک و باریک گردانیدن شمشیر را. || تیز کردن شمشیر را. || فرش گستردن جهت کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گسترانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || فراشناک گردیدن جای. || قفل کردن در را. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). در قفل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

باز ایستادن از چیزی. باز ایستادن

جمله سازی با افراش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عصر شنبه، هشتم دی ماه سال ۱۳۹۷، چهارصد و هفدهمین شب از مجموعه شب‌های مجلهٔ بخارا با همراهی نشر خاموش، نشر نویسه پارسی و خانهٔ اندیشمندان علوم انسانی به شب «رضا نیلی پور» اختصاص یافت. در این شب که در تالار فردوسی خانهٔ اندیشمندان علوم انسانی برگزار شده بود، مجید شمس الدین، حسن عشایری، علی شمس اردکانی، زهرا سادات قریشی، آزیتا افراشی به سخنرانی پرداختند.

💡 ساخت زبان فارسی درسنامه‌ای از آزیتا افراشی است که در سال ۱۳۸۶ از سوی سازمان سمت منتشر شد و تا مرداد ۱۳۹۸ به چاپ سیزدهم رسید. مؤلف در این کتاب، ضمن معرفی مفاهیمِ بنیادی زبان‌شناختی، به ویژگی‌های آوایی-واجی، صرفی و نحوی زبان فارسی پرداخته‌است.

پیل یعنی چه؟
پیل یعنی چه؟
زخم یعنی چه؟
زخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز