اغرار
مترادفها
فریب، غرور، خودبینی، فریب دادن
لغت نامه دهخدا
اغرار. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج غِرّ. جوانان ناآزموده کار. مذکر و مؤنث در وی یکسان است. غرة: مؤنث. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). ج ِ غِرّ، بمعنی جوان بی تجربة و الشابة کذلک یقال: «شاب غر و شابة غر و غرة». ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مفردات کلمه شود.
فرهنگ عمید
= غِرّ
فرهنگ فارسی
جوانان نا آزموده کار. مذکر و مونث در وی یکسان است.
جمله سازی با اغرار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسم الله الرحمن الرحيم. اى معاويه ! نامه ات را خواندم، سخنان بىحاصل تو را شنيدم آنچه از بدى ما در حق عثمان نوشتى فهميدم. تو اى معاويه ! بديهاىخويش را درباره عثمان فراموش كردى، آن زمان كه به كمك تو محتاج بود و از، يارىخواست، او را مساعدت نكردى تا ديدى چه بر سرش آوردند و تو به خويش كه هلاكت اوبود رسيدى و امروز ما را متهم مى كنى كه به عثمان بدى روا داشتيم. اما درباره ابوبكرو عمر سخن گفتى و ما را به آن اغرار و تحريك مى كنى، بدان كه عمر و ابوبكر ازعثمان بهتر بودند، چنان كه عثمان هم از تو بهتر بود.
💡 ((عبدالمتعال صعيدى )) يكى از علماى الازهر مصر مى گويد: ((من مى توانم بگويم كهمنع اجتهاد به طرق ظالمه و به وسايل قهر و اغرار بهمال حاصل شده است و شك نيست كه اين وسايل اگر در اختيار ديگر مذاهب غير از مذاهب اربعهبود، الا ن باقى بودند و مردم نيز از آن مذاهب تقليد مى كردند و نزد منكرين شان نيزمقبول بودند.