لغت نامه دهخدا
اعطف.[ اَطَ ] ( ع ن تف ) مهربانتر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- امثال:
اعطف من ام احدی و عشرین ( یعنی مرغ ). ( یادداشت بخط مؤلف ).
اعطف.[ اَطَ ] ( ع ن تف ) مهربانتر. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- امثال:
اعطف من ام احدی و عشرین ( یعنی مرغ ). ( یادداشت بخط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (يا كميل زد قرابتك المؤ من على ما تعطى سواه من المؤ منينوكن بهم اراف و عليهم اعطف. و تصدق على المساكين ).
💡 و با اين دعا علاقه خويش را به آنها نشان داد: اللهم اعطف عليهم بقلوب الاخيار، و لا تعمعليهم الاخبار: بارالها! دلهاى بندگان نيكت را به آنها متوجه ساز و خبرها را از آنهامپوشان.