لغت نامه دهخدا
اشک میغ. [ اَ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از قطره باران است، چنانکه شیخ نظامی گفته:
چپ و راست ابر است و از برق تیغ
چو آرایش گلشن از اشک میغ.( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ).
اشک میغ. [ اَ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از قطره باران است، چنانکه شیخ نظامی گفته:
چپ و راست ابر است و از برق تیغ
چو آرایش گلشن از اشک میغ.( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ).
کنایه از قطره باران است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هست دریاهای فضلش بیدریغ در بر آن جرمها یک اشک میغ
💡 چپ و راست آراست از ترک و تیغ چو آرایش گلشن از اشک میغ